|
پنج شنبه 7 بهمن 1389برچسب:, :: 10:29 بعد از ظهر :: نويسنده : مهران
باید دیوونگیهامو ببخشی / نگاه سرد چشمامو ببخشی
می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه / بگو می تونی حرفامو ببخشی باید گاهی توچشمام خیره شی تا / ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام نمی دونم دخیل دلخوشیمو / به چشمای کدوم آیینه بستم یه دنیا خاطره تو کوله بارم / منو از زندگی مأیوس کرده شبای بی چراغ زندگیمو/ پر از تنهایی و کابوس کرده تو نور روشن روزای بعدی / همون روزایی که آیینه وارن همون روزای خوشرنگ دل انگیز/ که تو آغوششون پروانه دارن تو می تونی منو آشتی بدی با / شبای روشن ستاره بازی تو می تونی کنار من بمونی / تو می تونی منو از نو بسازی تو می تونی با یه لبخند شیرین / بدیهای منو آسون ببخشی می تونی به کویر خشک قلبم / تو به آهستگی بارون ببخشی نظرات شما عزیزان:
![]() |